ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

322

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

رجاء گفت : يا ابو حفص ، پناهگاه ما فقط خداست . عمر گفت : آرى ، فقط خداوند است كه پناهگاه استوار و نيرومندى است . رجاء گفت شب را به زنده دارى گذرانديم و از خدا مىخواستيم ما را هدايت كند . وقتى كه صبح شد به عمر گفتم : يا ابو حفص ، چه مىبينى ؟ عمر گفت : بر آن هستم كه هر چه در اين نامه نوشته شده است پيروى كنم ، هر چند يكى از آن دو نفر ، قاسم و سالم باشد . پس از مدتى مردم در مسجد گرد آمدند ، به آنان اطلاع دادند كه سليمان از دنيا رفته است ، مردم نزد عمر بن عبد العزيز رفتند و با وى بيعت كردند . در حالى كه عمر به مردم مىگفت : من خليفه نيستم ، عمر داخل مسجد شد ، مردم نيز جمع شدند ، در حالى كه آنان براى درگيرى و شورش آماده بودند . رجاء برخاست و پس از حمد و ستايش پروردگار و فرا خواندن مردم به پيروى از جماعت ، آنان را از گروه گرايى و تفرقه بر حذر داشت ، پس از آن عهد نامه را بيرون آورد و مهر آن را باز كرد و آن را بر مردم خواند . در آن نوشته شده بود : به نام خداوند بخشنده مهربان اين عهد نامه‌اى است كه بندهء خدا ، سليمان بن عبد الملك ، امير المؤمنين و خليفهء مسلمانان ، آن را براى مردم فراهم آورده است و خدا را بر آن عهد نامه گواه مىگيرد . محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست . او را بشير به سوى بندگان نيك خود فرستاده است و نذير به سوى گناهكاران ، بهشت حق است و آتش حق ، و هر دوى آنان آفريده شده‌اند . بهشت را براى كسى آفريد كه او را پيروى كند و آتش را براى كسى كه او را عصيان كند . ابليس در آتش است ، سليمان به گناه خود اعتراف دارد ، همهء خوبىها و بدىها از طرف خداست . ميزان حق است و روز قيامت ، آن ترازوها را براى سنجش اعمال بندگان بر قرار مىسازند . در آن روز هر كس اعمالش فراوان باشد اهل نجات و رستگارى است و هر كس اعمالش كوچك باشد از زيانكاران است . حوض محمد ( ص ) در روز قيامت حق است ، هر كس از آن نوشد هرگز مرگ را در نمىيابد . سليمان خواهان آن است كه تشنه از آن حوض باز نگردد . ابو بكر و عمر بهترين اين امت هستند . خدا مىداند كه پس از آن دو چه كسى بهتر است . خداوند ، آگاهى كامل از اين عهد نامه دارد ، از آشكار و پنهان آن . سليمان در اين شهادت و گواهى به بلايا و سختىهايى مبتلا شد ، كه از آنان گريزى نبود . به هر كس كه اين عهد نامه را مىخواند ، از او مىخواهم كه پليديها را رها كند و نيكىها را دريابد . دستان خود را